راز رمضاندرس و بحث تمامي شبهاي ماه مبارك رمضان «دعاي افتتاح» است و دعاي افتتاح توصيه شدة حضرت صاحب الزّمان(ع) است كه فرمودند به شيعيان كه در هر شب امام «نورالله» است كه در تابشش اشباح از ميان ميروند، راه از چاه تشخيص داده ميشود. دوست از دشمن باز شناخته ميشود و دينداري از بيديني. ماه شعبان هم سپري شد. اين ماه در سكوت خود جملگي ما را متذكّر ميشد كه اوّلاً در گسترة زمين بيكس و رها شده نيستيد. امامي داريد كه اگر بدو مراجعه كنيد شما را يله و رها نخواهد گذارد. دوماً، اعلام داشت كه امام شما در پس پردة غيبت است به بيان مرحوم حضرت آيت الله بهجت، ما مثل كساني هستيم كه اميد و سلطان خود را زنداني كرده و در صلح و جنگ خود به اخذ تصميم نشستهايم. سوماً، اين نكته را اين ماه در خود داشت كه لازم است آماده شويد، معرفت بيابيد، حقّ امام را به امام مبين برگردانيد تا او نيز شما را از غرقاب بلا و ابتلا كه بدان گرفتار آمدهايد برهاند و اين همان مفهوم انتظار ميتواند باشد. انتظار آنكه امام، به اذن الله، از روي لطف زمام جملة ما را گرفته و به آبشخور اصلي برساند. پس از درك و كشف اين همه يعني «تنها و يله و بي كس نبودن، غيبت امام، معرفت امام و آمادگي براي برگرداندن حقّ امام به امام انتظار معني پيدا ميكند». شايد اينكه خداوند در سورة انعام آية 158 فرموده است: «قل انتظروا انّا منتظرون؛ بگو شما منتظر باشيد كه ما نيز منتظريم، ناظر همين معنا باشد». در آية ديگري از قرآن مجيد آمده است: «و من يتّق الله يجعل له مخرجاً و يرزقد من حيث لا يحتسب؛ كسي كه تقواي الهي پيشه كند خداوند براي او راه خروج قرار ميدهد». مخرج، راه خروج از بن بست و بحران است. آنكه در بحران خودساخته و اضطراب و خلجان دست و پاي خودش را گم كرده كه راه خروج نميشناسد. از ماه مبارك اين دعا را بخوانند. دعاي مضطر مبتلاي مراجعه كننده براي طلب رهايي است، يعني دعاي آماده شدهاي است كه طالب مخرج و راه گريز است. دعاي طلب امام است. رمضان فصل طلب امام زمان(ع) است. شايد كه در شبهاي قدر رهايي بزرگ براي همة مستضعفان و منتظران مقدّر شود. بيربط به مهدويّت، بيربط با معرفت امام زمان(ع) و انتظار، هيچ كدام از اعمال و ايّام و سورهها و سوگها معني خودش را پيدا نميكند. اگر اين معني درك شود به ناگهان پردهاي كنار ميرود و نماز و روزه و حجّ و خمس مانند شعبان و رمضان و محرّم معني و جايگاه خودش را نزد مسلمين پيدا ميكند. اين همه نيازمند يك نخ بسيج و رشتة پيوند دهند و معني بخشنده است، چون اين رشته را متوجّه و متذكّر نيستيم. اعمال و ايّام را جدا جدا فرض ميكنيم و لذا به نحو شايسته و بايسته هم از آن بهره نميبريم. در شعبان از امام زمان(ع) ميگوييم و با خوردن شيريني و برگزاري سوگ دفترش را ميبنديم و ميرويم تا سال بعد. عصر عمر اوست و با او و به وسيلة او همه چيز معني پيدا ميكند و تنها با اوست كه ميتوانيم خودمان را كه گم كردهايم پيدا كنيم. مگر كسي در تاريكي و كورمال رفتن چيزي را پيدا ميكند؟ نيروي خارج از ارادة او و مشرف بر او بايد راه خروج را بنمايد و دستش را بگيرد و در راه رهايي قرارش دهد. خداوند و امام حاضر و ناظر، منتظرند تا اين گرفتار در گرداب بلا و ابتلاء بطلبد. و البته بيان شده كه پس از واقعة شريف ظهور توبه به كسي سودي نميبخشد.در اين بازگشت «طلب و معرفت و آمادگي» وجود ندارد كه ارزشي در خود داشته باشد. اين سه گانه كه ذكر شد به توبه معني ميدهد. وگرنه، فرعون نيز در ميان غرقاب دريا به حقانيت حضرت موسي اقرار آورده امّا اين اقرار سودي برايش نداشت. چون هلاكت را تجربه ميكرد ناگزير اقرار آورد. در اين باره امام علي(ع) فرمودند: «فعند ذكل ترفع التّوبة، فلا توبة تقبل و لا عمل يرفع و لا ينفع نفساً ايمانها لم تكن آمنت من قبل (الزام الناصب، ص 180) در آن هنگام توبه برداشته ميشود، ديگر توبهاي پذيرفته نخواهد شد و عملي بالا نميرود، كسي كه پيش از آن ايمان نياورده باشد، ديگر ايمان آوردنش او را سودي نخواهد داشت». اين از ذكر پوشيدة شعبان، امّا در آستانة ماه مبارك رمضان هستيم. «آمادگي» قبل از ظهور و قيام، سخن اين ماه است. درس و بحث تمامي شبهاي ماه مبارك رمضان «دعاي افتتاح» است و دعاي افتتاح توصيه شدة حضرت صاحب الزّمان(ع) است كه فرمودند به شيعيان كه در هر شب امام «نورالله» است كه در تابشش اشباح از ميان ميروند، راه از چاه تشخيص داده ميشود. دوست از دشمن باز شناخته ميشود و دينداري از بيديني. بي اين نور و بيتوجّه به اين نور همة اشباح و پندار و ترديد است. حتّي عباداتي كه انجام ميدهيم. «اللهمّ انّا نشكوه اليك فقد نبيّنا صلواتك عليه و اله» در فراز آخر دعاي افتتاح اين مضطر روي به خداوند ميگويد: «خدايا به تو شكايت ميكنيم از نبود پيامبرمان و غيبت مولايمان و بسياري دشمنان و كمي افرادمان و او سختي آشوبها و زمانه كه عليه ما و به زيان ماست، پس فصلّ علي محمّد و اله، و اعنّا علي ذلك بفتحٍ منك تعلجه؛ ما را بر اين اوضاع به گشايش فوري از طرف خود و بر طرف كردن رنج و ناراحتي ياري كن». |