آجرک الله يا بقية الله

به ياد زادگاه ويران ...

کيف اصف ... چگونه ذکر مصيبت نماييم و از تخريب بقيع دوم يعني سامراء مقدس و مطهر سخن بگوئيم .

بزرگي اين مصيبت به بزرگي دو امام عظيم الشأن حضرت هادي عليه السلام و حضرت عسگري عليه السلام و بزرگي صاحب مصيبت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است.

اين خبر بزرگ به بزرگي نبأ عظيم  و فرزندان ايشان لا سيما مظلومَين اين واقعه امامين عليهما سلام و عظمت صاحب خانه حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است . چگونه اين مصيبت بزرگ براي شيعه وصف گردد مگر قلب شيعه تسليم اين خبر اسف بار مي شود .

و اين خطاب تسليت و عرض ادبي است به امامين عليهما السلام و صاحب مصيبت عجل الله تعالي فرجه الشريف و شيعيان آن حضرات :

و کيف اصف ، چگونه وصف نماييم ، بزرگي شما را ، پدر و مادرمان فدايتان جان و دلمان به پايتان ، مگر به وصفتان مي توان رسيد ، مگر آب دريا را مي توان کشيد ؟

بزرگتر از وصف که در وصف نيائيد ، وصفتان همان که بفرموده رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم با قرآنيد و قرآن با شما ، کتاب الله و عترتي و مدحتان همان به ، که : بل هو آيات بينات في صدور الذين اوتوالعلم ، در قرآن همراهي شما را با قرآن نشان مي دهد ، و فيهم کرائم القرآن ، همراهي قرآن را با شما آشکار مي سازد ، وجود عيني قرآن و قرآن به حق ناطق شمائيد ، شما.

آيات در سينه شماست و سينه شما آيات است ، آيه عظماي حق آيينه کمال الهي .

اي اهل بيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ، آب حيات که از غدير شما سرچشمه مي گيرد حيات بخش دل و جان مسلمين است ، به شرط اينکه به تابلوي و ان لو استقاموا علي الطريقه ، توجه کنند و استقامت در راه ولايت را برخود فرض و واجب بدانند ، از تبليغات مخالف نهراسند و به تهديدها و تطميعها بي توجه باشند.

غديريان امروز ، که در غيبت خورشيد اعتقادي پولادين دارند و در مسابقه نصرت دين برنده اند ، مدال لا خوف عليهم و لا هم  يحزنون را به خود اختصاص داده و براي استقامت بيشتر به سوي شما پناهنده مي گردند.

چگونه وصفتان نمائيم که مودتتان اجر رسالت به حساب آمده . مودتي که راه به سوي توحيد است ، هرکه مي خواهد به خداوند متعال تقرب جويد و راه را از چاه بشناسد بايد در دانشگاه شما نامنويسي نمايد ، الا من شاء ان يتخذ الي ربه سبيلا ، و اين حسن انتخاب يعني پذيرفتن امامت و ولايت شما مفيد به حال ماست ، فهولکم – در آيه شريفه دلالت بر اين معتقد دارد.

سير و سلوک بي شما نماز بي ولاي شماست که عبادتي بي وضو به حساب مي آيد ، ما بر آنيم که هرزه گويي وهابيت فريبمان ندهد و سر از سراي شما بر نداريم و بر عهد الست استوار بمانيم.

خداي را شاکريم که هم روز الست و هم در اين روز که ظلمت تبليغات مخالفين اسلام همه جا را گرفته ، در غياب خورشيد ، دامان صادقين را رها نکرده منادي روز جمعه را فراموش نکرده ايم .

کيف اصف ، که زندگي علم و کمال دانش و افتخار بصيرت به شما است ، مرگ جهل ، نابودي باطل ، سرافکندگي ظلمت و ناداني ، به دست شماست .

انتم عيش العلم و موت الجهل .

مکتبتان جايگاه انسان هائي است که نداي فطرتشان خاموش نشده ، با هدايت اوليه عقل وداع نکرده باشند تفصيل آنچه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از قوامين آورده ، تأويل متشابهات و بيان اسرار الهي با شماست ، انتم موضع سره و لجاء امره و عيبه علمه ...

حاکم دلها شمائيد و دشمنان شما حاکم جسمها شده اند ، دلهاي اهل دانش ، قلوب اهل بينش در طول تاريخ بدست شما و در اختيار شما بوده است .

شما باب رحمت و معرفت حق تعالي و دانش رسوليد ، رحمت حق بر آن که از درب وارد شود و نابود باد سارقي که پشت بام را مقصود خود سازد و به بدعت ، کجي و فريب مردم پردازد .

انما انت منذر و لکل قوم هاد ، بر گنبد و بارگاه ملکوتي سامراء نقش بسته و گنبد سرداب مقدس خورشيد عالم تاب است و افسوس که به چاه افتادگان عوض محکوم نمودن ظلمت و تاريکي عليه خورشيد قيام مي کنند .

جابربن حيان ها در دانش مادي و ابابصير ها در دانش الهي قطره اي از اقيانوس علم شما را نمايش مي دهند .

مگر تاريخ را مي توانيم منکر شويم ؟ مگر مدرس امام پنجم و امام ششم به تعطيل کشيده شده است ؟ هنوز آواي ملکوتي آن بزرگواران بگوش جان مي رسد ، ابابصير جايش را به مراجع شيعه در قم ، نجف و کربلا داده است و مدرس مدينه به اين پايگاه هاي بزرگ اعتقادي، منتقل شده است.

کور باد چشمي که نمي تواند اين حقيقت را درک کند ، بريده باد زباني که سوره کوثر را مي خواند و عوض اميد دادن به خلق خداوند و محبان قرآن و عترت قدرت الهي را در حفظ و نگهباني مکتب اسلام ناديده گرفته . حقيقت انا له لحافظون را عمداً سهو مي کند .

سوره کوثر اميد دلهاي خسته شيعه است و جراحات قلب داغديدگان واقعه سامراء را مرهم مي نهد .

سوره کوثر اميد مي دهد مکتب رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم ، باقي به بقاء حق است پيامبري که از نسل علي و فاطمه دو درياي بيکران علم و عصمت ، لؤلو و مرجان حسن و حسين دارد و از ولد حسين ائمه اي نوراني ، نور علي نور يهدي الله لنوره من يشاء ، ابتر نمي باشد.

و اشهد ان الائمه من ولدک کلمه التقوي و اعلام الهدي ، مهدي ، هادي بشريت و امام مسلمين جهان و مقتداي مسيح عليه السلام که: لکل قوم هاد را مصداق است کار پرداز اشرقت الارض بنور ربها ، علت مبقيه اسلام و مکتب توحيد ، فرزند رشيد شما بزرگواران است .

و دشمن چه بکند ، با انا له لحافظون چه سازد ، کفي بالله شهيداً بيني و بينکم و من عنده علم الکتاب را چگونه معنا مي کند ؟

سامراء تجليگاه سنريهم آياتنا في الافاق و في انفسهم ، دانشگاه معارف الهي ، دل علي ذاته بذاته ، آفتاب آمد دليل آفتاب ، کيف يستدل عليک بما هو في وجوده مفتقر اليک ، متي غبت ... ، کار دشمن را زار و بازار تاريک سران غرب و شرق را وعيد گشته است.

مگر حديث من مات منقول همگان نيست ؟ با اين حديث چه مي توانند بکنند ؟

مسئله فتره چه مي شود ؟ کونوا مع الصادقين چه مي فرمايد ؟

مي گويند اي کاش زمان حديث سوزاني حديث من مات ، حديث غدير خم هم مي سوخت تا ما از دلالت آن راحت مي شديم .

وصف بزرگي شما منحصر به اين آيات و روايات نيست ، ذکر و ياد شما ثواب تسبيح الهي دارد ، مگر يسبح لله ما في السموات و ما في الارض را نخوانده ايم، جهان گوياي بزرگي شماست ، ذره تا کهکشان مادح خورشيدند بلبل به غزلخواني و قمري به ترانه .

دشمن چه بکند ، از مهدي مي پرسد ، از سرداب مي گويد ، از شيعه مي جويد ، منتقم کيست ؟ کجاست ؟ مقابله ها فائده نبخشيده است ، عاشورا عاشورائي تر شده است , آتش عاشورا به ملل غرب هم رسيده است ، حرارت حب الحسين ، دوست را در جهاد گرم مي کند و دشمن را آتش مي زند .

واسفاه ، واويلا  مقابله با آتش حب ، آتش خانه و خيمه ، تخريب بقيع ، دستور کار قرار گرفت .

باز صداي منجي خواهي و مهدي طلبي بلند تر شده است ، اروپا در انتظار نجات غريق بسر مي برد ، کنار واتيکان صداي اشهد ان علياً ولي الله به گوش مي رسد .

روحي لکم الفداء ، از هر طرف راه دشمن را بسته ايد ، قرآن و روايات ، عقل و نقل به حقانيت ابناء الرضا عليهم السلام و مکتبشان که شرط تحقق ايمان به توحيد است ، گواهي مي دهد ، دشمن چه بکند ؟ واويلاه

دشمنان اسلام ، فرهنگ احراق بني اميه و بني عباس را در واقعه 23 محرم الحرام 1427 هجري قمري ادامه مي دهند و بقيع دوم ، خانه منور شما ، خانه مصلح کل و هادي سبل ، منجي بشريت ، مجري عدالت ، تخريب و به آتش کشيده مي شود .

تهدمت والله ارکان الهدي

والعاقبه للمتقين