عشق عطش است و عطش عشق.
عطش کربلا است و کربلا عطش.
کربلا عشق است و عشق کربلا.
و چه سه گانه زيبايي ساخته اند اين سه واژه عاشورايي.
و عاشورا، روزي که تا "يوم الدهر" از ذهنها فراموش نخواهد شد و تاريخ آن را در سرآغاز رخدادهاي آسمانيش به امانت نگاه خواهد داشت.
...
عشق .. عطش .. کربلا..
واژگاني که دريا دريا حرف و شور و حديث دلدادگي را در بر دارند.
و عشق عطش است و عطش عشق، چون عباس (عليه السلام) اين دو را در کنار علقمه به اثبات رساند.
و عطش کربلا است و کربلا عطش، چون در آن کرب پْر بلا، عطش، سوز و شور و حال عجيبي را به پيش کش آورده بود.
و کربلا عشق است و عشق کربلا، چون زمين کربلا عاشقاني ميخواهد تا در مسلخ عشق قرباني شوند تا جاودانه شود به وسعت تاريخ.
و کاروان دشت بلا امشب در صحراي به خون آغشته، سرگردان و پريشان است.
و زينب...
و زينب آن ام المصائب، آن قافله سالار عشق، رسالتي بس سنگين را عهده دار شده است تا کربلا در کربلا نماند.
تا خون حسين به ثمر بنشيند و نهال روييده در دشت کربلا را به بار نشاند، تا درسي باشد براي من، براي تو و براي هر آنکه ظلم را بر نميتابد و ننگ پذيرش ظالم را تحمل نميکند.
امان از دل زينب.
امان.
و صبر...
و سلام بر صبر زينب.
سلام...
اين بود زمزمه هايي از مجلس شام غريبان هيئت مهدويون قم .
![]() |
![]() |
![]() |