امام زمان (عليه السلام) در فرازي از زيارت شهداي کربلا :
«السّلامُ عَلَي عبدالله بن الحُسين الرّضيع المَرميّ الصّريعِ المُتَشحّط دَما ، المُصّعّد دَمُهُ في السّماء ، المَذبوحِ بِالسّهمِ في حجر أبيه ، لَعَنَ الله راميَهُ حَرمَلَةَ بن کاهل الأسدي ؛
سلام بر عبدالله بن حسين ! کودک شيرخوار تير خورده و به زمين افتاده و در خون تپيده ! همو که خونش به آسمان پاشيده شد و در آغوش پدر ذبح شد . خداوند قاتلش ، حرمله بن کاهل اسدي ، را لعنت کند !» بحارالانوار ج101 ص 270
سلام بر عبدالله فرزند حسين (عليه السلام)
مراسم عزاداري شب هفتم محرم الحرام از سوي هيئت مهدويون قم برگزار شد .
سخنران مجلس حجة الاسلام سيد احمد بحرالعلوم با اشاره به جملاتي از مقتل بيان داشت : امام حسين (عليه السلام) به سوي خيام حرم آمد و فرمود : «اي خواهرم کودک صغير را بياور تا او را ببينم و با او وداع کنم.» آن حضرت که تشنگي او را ديدند ، علي اصغر را به طرف لشکر دشمن بردند و فرمودند :
«إن تَرحَمونِي فَارحَوا هَذا الرّضيع أما تَرونَه کَيفَ يتَلظّي عَطشا ؛
اي قوم اگر به من رحم نمي کنيد ، به اين شيرخواره رحم کنيد . مگر نمي بينيد که از تشنگي چگونه به خود مي پيچد و لب ها را باز و بسته مي کند.» حرمله مي گويد : در کربلا سه تير سه شعبه زهر آلود داشتم : با يکي از آنها گلوي علي اصغر را روي دست پدرش حسين (عليه السلام) پاره کردم و با ديگري ، آنگاه که حسين (عليه السلام) دامن خود را بالا زد تا خون از چهره پاک کند ، قلب او را شکافتم و ديگري گلوي طفل ديگري به نام عبدالله بن حسن را در حالي که در دامن عمويش بود ، پاره کردم . امام حسين (عليه السلام) دست هاي خود را زير گلوي شيرخواره گرفت و خو نهاي مبارکشان را به طرف آسمان مي ريخت .
وي در ادامه افزود : مصيبت حضرت علي اصغر ، از مصيبت هايي است که به شدت قلب لطيف و نواراني امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) را آزرده ساخته است ؛ چنانچه آن حضرت به سيد حيدر حلي آن شاعر و واعظ شهير حله فرمودند : بس است ديگر ! من طاقت شنيدن اين مصيبت را ندارم .
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||