امام زمان (عليه السلام) در زيارت شهداي کربلا :
«ألسّلامُ عَلَي القاسم بن الحَسَن بن عَلي ، المَضروب عَلي هامَته ... فَجلّي عَلَيه عَمُّهُ کَالصّقر ، و هو َ يَفحَصُ بِرُجلَيه التُرابَ ، وَ الحُسَين يَقول"بِعداَ لقوم قَتَلوکَ ... عَزّ وَ الله عَلَيَ عَمّکَ أن تَدعُوهُ فَلا يُجيبُک"؛
سلام بر قاسم فرزند حسن بن علي ! همو که ضربت بر سرش فرود آمد ... عمويش حسين (عليه السلام) چون باز شکاري بر سرش حاضر شد و او در حال جان دادن پايش را به زمين مي کشيد و امام حسين (عليه السلام) بدو مي فرمود : "از رحمت خدا دور باشند مردمي که تو را کشتند ! ... به خدا سوگند ! بر عمويت سخت است که او را بخواني و او نتواند پاسخت گويد"» سيد بن طاووس ، اقبال الاعمال ص 44-48
هيئت مهدويون قم ، سه شب شور و عزا در آستانه ماه محرم الحرام برپا کردند .
حجة الاسلام و المسلمين سيد احمد بحرالعلوم با اشاره اي به مقتل افزود : قاسم (عليه السلام) نوجواني بود که هنوز به حد بلوع نرسيد بود . در شب عاشورا ، وقتي امام (عليه السلام) از او پرسيد : «مرگ در راه تو برايم شيرين تر از عسل است» چون به سوي ميدان تاخت ، خود را معرفي کرد و از خدا خواست که رحمتش را از آن مردم بي وفاي کوفه بردارد و آنگاه به آنان حمله نمود . حملات پي در پي و شکننده او آن چنان بود که 35 نفر از لشکر دشمن را از پاي درآورد . سرانجام در حالي که قاسم گرماگرم جنگ بود ، عمر سعد ازدي ، شمشيرش را بر قاسم فرود آورد و قاسم به زمين افتاد و صدا زد : «اي عمو !» امام حسين (عليه السلام) فوراً خود را به قاسم رسانيد و قاتل او را در مورد حمله قرار دادند که دست او قطع شد . لشکريان خواستند او را نجات دهند ، ولي زير سم اسبان به درک واصل شد . امام (عليه السلام) سر قاسم را در دامن گرفته ، در حالي که قاسم پاي خود را به زمين مي کشيد ، فرمود : «اي قاسم عزيز ! بر عمويت سخت است او را بخواني ، ولي نتواند جوابت گويد و اگر بيايد ، نتواند براي تو کاري کند و اگر کاري کند ، نتيجه اي براي تو نداشته باشد !»
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
||